![]() |
کاش وجدان در رزوگار ما اينگونه کسل و خواب آلوده نبود ، کاش جان آدمي در وطنم به ارزاين بيارزشي نبود و کاش ميدانستند " يک نفر دارد ميکند بيهوده جان قربان " .
روزت مبارک ، جانت سلامت و دردت بر سر بيدرد کساني که فراموش ميکنند رسم زندگي ، انسان بودن است و رسم خبر نگاري ، صداقت .
![]() |
مصطفي مستور را با داستن کوتاه "روی ماه خداوند را ببوس " (نشر مرکز؛ تهران؛ 1379) شناختم ، نويسندهاي جوان با قلمي روان و متفاوتر از آثار معاصر ، برايم خيلي خوشايند بود ، خوشم اومد و ايشان را بخاطر اين کار تحسين ميکنم ، ديروز در نشر ثالث ، داستان جديدشان به اسم « من گنجشک نيستم » رو ديدم و بدون اينکه به تيتر پرفروشترين کتاب هفته توجه کنم، خريدمش ، چند ساعت بيشتر تمام کردنش طول نکشيد ، از آنجا که گفتن من تأثيري روي فروش نداره ميگم که من زياد خوشم نيادمد ، يه جوراي معلق بود ، شايد هم به خاطر اينکه مطمئنم مستور ميتوانست بهتر به اين داستان بپردازه و ....
« تکتونيک احساسي » يا به تعبير خانم حائري عشق لرزه اگرچه به زيبايي دو داستان ديگر امانوئل اشميت ( خورده جنايتهاي زن و شوهري و نواي اسرار آميز ) مرا تحت تأثير قرار نداد ، ولي وجود دو نکته زيبا که با ذوق و قريحه استادانه اشميت پرداخته شده بود موجب شد تا آنچه را که به سادگي سالها به سبب روزمرگي به دست فراموشی سپرده بودمش يادآورم شود که ؛ اولاً ؛ غرور مُسري ست و اگر يکي بهش مبتلا بشه اون يکي هم فوراً بهش گرفتار ميشه ( عل؛ ص122 / ت : شهلا حائري) . دوم اعتماد ، اعتمادي که بايد به خاطرش خيلي چيزها رو مثل آبنبات قورت داد و شايد هم به سازي نا خوشايند رقصيد و فراموش نکرد که براي ما حقايق را قورت دادهاند و به ساز ناکوک ما رقصيدهاند . امانوئل والاترين نوع اعتماد رو به نمايش ميگذارد ، اعتماد مادر به فرزند و برعکس آن ! و نشان می دهد عشقي پایدارست که از روي اعتماد و نه از روي آزمون و خطاست ، عشقي که سبب ميشود ريشارد حرفهاي الينا را باور کند ، به او ، به خودش و به زمانه و با بي توجه به تمامي گزافهگوييها فرصت ساخت بنایي براي زندگي آرام را بدهد ، و در پايان با نشان دادن عشق ديان ، دياني که حالا مفهوم زندگي را بهتر و عميق تر درک ميکند و همچون مادري دلسوز فرزندش دردانه اش خوش بختي او حتي در کنار ديگري و با اطلاع از فراموش شدنش طلب ميکند .
حال از تمامی دوستان و صاحب نظران تقاضا دارم با ارسال نظرات - راهنمایی ها و تجارب خود در این زمینه مرا یاری دهند که انشاء الله با استفاده از نظرات شما ( با ذکر نام ) جهت بررسی و یافتن راهکارهای مناسب در راستای ارتقاء سطح مدیریت در ایران تهیه نماییم .
اولين مردمانی كه اسب را به جهان هديه كردند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه حيوانات خانگی را تربيت كردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده كردند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه مس را كشف كردند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه آتش را در جهان كشف و از آن استفاده كردند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه ذوب فلزات را آغاز كردند، ايرانيان بودند. (در شهر سيلك در اطراف كاشان.)
اولين مردمانی كه كشاورزي را جهت كاشت، داشت و برداشت كشف كردند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه سکه را در جهان ضرب كردند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند، ايرانيان بودند.
اولين كشتی يا زورق به فرمان يكي از پادشاهان زن ايرانی ساخته شده است.
اولين ارتش سواره در دنيا، با 115 سرباز، توسط سام ايرانی تشکیل گردید.
اولين مردمانی كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران، ايرانيان بودند.
اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن برای منازل خود استفاده كردند، ايرانیان بودند.
اولين مردمانی كه ذغال سنگ را كشف كردند و از آن بهره جستند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه به كرويت زمين پي بردند، ايرانيان بودند.
اولين مردمانی كه قارهی آمريكا را كشف كردند ايرانیان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بعدها و بر اثر خواندن كتابهای ايرانی كه در كتابخانهی واتيكان بوده، به فكر قاره پيمايی افتادهاند.
كلمه شاهراه از راهی كه كوروش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است.
كوروش كبير در شوروی سابق شهری ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزی نام دارد.
كوروش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و برای ابراز محبت به بابلیها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسننيت خود به آنان، تاج گذاری كرد.
اولين هنرستان فنی و حرفهای در ايران توسط كوروش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد.
ديوار چين با بهره گيری از ديواری كه كوروش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت، ساخته شد.
اولين سيستم استخدام دولتی، آن هم به صورت لشگری و كشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را كوروش كبير در ايران پايه گذاري كرد.
آيا ميدانيد:
كمبوجبه فرزند كوروش بدليل كشته شدن 12 ايرانی در مصر و در پی تمسخر فرعون مصر به ایرانیان و مقدسات آنان، که به جای عذرخواهی از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر انان پرداخته بود، با 250 هزار سرباز ايرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف نمود و سپس به دليل آمدن قحطی در مصر، وی مقدار بسيار زيادی غله وارد مصر كرد. اكنون در مصر يك نقاشی ديواری وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان میدهد و به هيچ وجه دين ايرانیان یکتا پرست را به آنان تحميل نكرد و هیچ بی احترامی به آنان ننمود.
اقتباس از مجموعه کتابهای سرزمین جاوید
نویسندگان: ماریژان موله- هرتزفلد گیرشمن
ترجمه: ذبیح الله منصوری
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من
نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من
ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
هواي گريه با من
« سیمین بهبهانی »
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بیآب را کاین خاکیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم بادههاشان بشکنم
ادامه مطلب
لبخند به لب
سرخی لبانش شفق
می رود تا جای دگر
کودکی نور را احساس کند !
ماه به سر بسته چارقد پرچینش
آرام و رام می نوازد بی صدا
لالایی مستاه زیبایش
تا فرزند زمین خواب را احساس کند !
لحظه ای کوتاه !
ای کاش غیرتی بود بر ما
تا برداشته بر تربت خاک
آرام آرام قدمی
شاید که زمین هم
آرامشی احساس کند !
------------------------------------------------------------------------------
پینوشت : این شعر رو ( اگر بشه بهش گفت شعر ) وقتی سال اول دبیرستان بودم گفتم . چند روز پیش وقتی داشتم انباری رو تمیز می کردم چشمم به دفتر شیمیم خورد که این شعر و چند شعر دیگم تهش نوشته بودم . یادش بخیر



